گروه مشاوران کسب و کار کارفرمانیوز
کارفرمانیوز
شعرهاي شاپور احمدي
**انجمن مجله اتاقک**
مجتبی علیمی- تـــرانه
چرند و پرند
کافه ترانه
زنانه نويسي
کتاب کتیبه
ارسال ایمیل به مجله
علی قزل سوفلو
عضویت انجمن
شعرخانه
دانلود موزیک
فرح منصوری - ترانه سُرا
احمد شاملو
زندگینامه ها
ثبت دامنه
صفحات دیگر مجله
تبادل
لینک هوشمند
سایتهای دارای موضوع مرتبط با مجله برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
مجله الکترونیکی اتاقک
و آدرس
otaghack-site.tk
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در پانزده مهر ماه ۱۳۰۷ در کاشان
پا به عرصه حیات گذشت و در سیزده اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران درگذشت.
وی پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و
متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) و به پایان رساندن دوره ی
دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران (خرداد ۱۳۲۴)، در
آذر ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در
امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را
دریافت نمود.سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه
تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد
که پس از هشت ماه کار استعفا کرد.
سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی
شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» انتشار داد. در سال ۱۳۳۲
از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه ی اول
علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران
شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب
ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت.
در آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه ها
شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس
می پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمه ی اشعار ژاپنی از وی در مجله ی «سخن»
به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد
و به پاریس و لندن رفت. ضمناً در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس در
رشته ی لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی همچنین کارهای هنری خود را در
نمایشگاه ها به معرض نمایش
گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی
ادامه داشت.وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود.
شعر سهراب
شعر سهراب سپهری رنگارنگ است و خواننده را به افقهای تازه می کشاند.
آثار وی پُر است از صور خیال و تعبیرات بدیع، که با وجودِ زیبایی ظاهری و
تصویرهای بدیع و رنگارنگ، در مجموع از جریان های زمان به دور است.
در اشعار او نقد و پیام اجتماعی کم رنگ است، و در آن پراکندگی و ناهماهنگی
تصاویر به چشم می خورد. اما سهراب در اشعارش به طور کلی و در بعدی
وسیع نگران انسان و سرنوشت اوست. سپهری روح شاعرانه و
لطیفی داشت که برای هر چیز معنی و مفهومی خاص قائل بود. تخیل وی
در همه ی اشیاء باریک می شد و از آنها تصاویری زنده و حساس می ساخت،
بدین علت است که اندیشه ها و تجربه های فکری و عاطفی او به
حالتی دلپذیر درآمده است. سهراب سپهری دارای سبک ویژه ای است که می
توان او را بنیانگذار این شیوه دانست. در واقع می توان گفت قابل توجه ترین
اتفاق در عرصه ی شعر نو در سال ۱۳۳۲، چرخش سهراب
سپهری از زبان نیمایی به زبان هوشنگ ایرانی است. اهمیت این اتفاق از آن
جهت بود که در آن سالها، متأثرین از نیما فراوان بودند، ولی کسی به زبان
هوشنگ ایرانی و زیبایی شناسی او وقوف نداشت.
سپهری، تنها شاعر متأثر از درک هوشنگ ایرانی بود که زبان او را تا حد
چشمگیری تکامل بخشید و اگر این نبود
یکی از ظریفترین و پر ظرفیت ترین دستاوردهای شعر نو، نیمه کاره و ناقص
می ماند. شعر سپهری دارای
تصویرهای شاعرانه و مضامین و مفاهیم عرفانی و فلسفی و غنائی است.
سهراب شاعری بود، غوطه ور در
دنیای شعر و هنر خویش که به همه چیز رنگ شعر می داد. همه ی اشیاء
برای او معنویت داشتند، در ژرفای
هر چیز مادی فرو می رفت و به آن حیات معنوی می بخشد. گویی برای او تمام
ذرات عالم دارای روح و عاطفه و
احساس بودند. زبان سپهری نیز زبانی لطیف و ویژه ی خود اوست. شعرش
دارای تصاویر تازه ولی مبهم است و
از این رو ساده و روشن نیست. خیالات ظریف و تصویرهای زیبا سراسر اشعار
وی را در برگرفته است. او البته
همواره در راه تکامل خویش پیش رفته است و این نکته را از خلال شعرهای
«هشت کتاب» او می توان دریافت.
در کل، سهراب سپهری در شعر با زبان ساده، انسانها را به نگریستن
دقیق در طبیعت و نزدیک شدن و یکی
شدن با آن دعوت می کند. او محیط خود و عصری را که در آن می زیست
نمی پسندید و در جستجوی عالمی والاتر و برتر بود.
منابع:
- شعر معاصر ایران از بهار تا شهریار، جلد دوم / حسنعلی محمدی، ص. ۵۹۹ - ۶۰۵.
- صد شاعر/ خسرو شافعی/ ص۵۰۱-
درگذشت بانوی آواز ایران - مرضیه - را تسلیت میگوییم - اتاقک
دکتر قیصر امینپور در دوم اردیبهشت ماه 1338 در گُتوند از توابع شهرستان دزفول به دنیا آمد.
دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت.
امینپور در سال 1357 دیپلم تجربی گرفت و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی
در دانشگاه تهران آغاز کرد.
وی در سال 1358 با انصراف از رشته دامپزشکی، به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست.
قیصر امینپور مجدداً در سال 1363 تغییررشته داد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه تهران دنبال کرد و در سال 1366 به دریافت مدرک کارشناسی نائل آمد.
وی در همان سال به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1369 مدرک کارشناسی ارشد زبان و
ادبیات فارسی را کسب کرد و در ادامه این راه در بهمن ماه سال 1376 با دریافت مدرک دکترای
زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.
دکتر قیصر امینپور از زمرهِ شاعرانی بود که از همان آغاز فعالیتهای حوزه هنری به جمع
گروه شعر آنجا پیوست و همگام با سایر شاعران فعال حوزه هنری در بسیاری از شبهای
شعر برگزار شده در جبهههای دفاع مقدس شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی
به شعرخوانی پرداخت.
وی عضو شورای شعر و ادبیات حوزه بود و در تشکیل جلسات شعرخوانی و نقد و بررسی
شعر و تشویق و ترغیب شاعران جوان انقلاب نقش مؤثر و ارزندهای داشت. فعالیتهای
امینپور در حوزه اندیشه و هنر تا اواخر سال 1366 ادامه یافت.
وی سپس به جمع نویسندگان و شورای سردبیری مجله سروش نوجوان پیوست.
همچنین دکتر امینپور به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اشتغال داشت.
وی در آخرین روزهای سال 1377 دچار سانحه تصادف در جاده کناره شمال گردید و
به شدت مجروح شد.
شدت جراحات وارده به دکتر امینپور به حدی بود که وی به دفعات تحت عملهای مختلف
جراحی قرار گرفته و برای ادامه معالجات برای مدت کوتاه به کشور انگلستان اعزام شد.
وی در سال 1381 تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت و بهبودی نسبی یافت.
دکتر قیصر امینپور در سال 1367 از مؤسسه گسترش هنر، جایزه ویژه نیما یوشیج را دریافت کرد.
همچنین در سال 1378 از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از شاعران
برتر دفاع مقدس در دهههای 60 و 70 برگزیده شد.
علی اکبر ، پسر مرشدعلی ، در سال ۱۲۵۹ قمری برابر با ۱۸۴۴ مسیحی در یکی از
پر حادثهترین دوران پادشاهی محمد شاه قاجار در شیراز به دنیا آمد.
یک ساله بود که غائله سید علی محمد باب در شیراز بالا گرفت. پنج ساله بود
که محمد شاه درگذشت و ناصرالدین شاه تاجگذاری کرد. نه ساله بود که
امیر کبیر به قتل رسید. پنجاه و چهار ساله بود که ناصرالدین شاه به قتل رسید و
مظفرالدین شاه به تخت نشست (۱۳۱۳).
هنگامی که شورشهای منجر به جنبش مشروطیت بالا گرفت شصت و چهار ساله بود
و در سال ۱۳۲۴ در ۶۵ سالگی و در همان سالی که فرمان مشروطیت امضا شد، درگذشت.
محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنيا آمد. وي به مدت پنج سال
در هنرستان موسيقی به آموختن موسيقی پرداخت و موسيقی را نزد استادانی چون
علی اكبر شهنازی، حبيب الله صالحی فراگرفت.
پس از پايان هنرستان به دانشكده موسيقی راه يافت و به تكميل آموختههايش پرداخت.
در اين زمان از ديگر استادان نيز بهره جست كه می توان به اين نام ها اشاره كرد:
نورعلی برومند، عبدالله دوامي،سعيد هرمزی و ساير استادان دانشكده موسيقي.
محمدرضا لطفی در سال ۱۳۴۳ جايزه نخست موسيقیدانان جوان را نيز كسب كرد.